«عذر بدتر از گناه؛ آموزش و پرورش گیلان، در ابهام و اوهام حذف بزرگترین سیستم پژوهش خودش!»
«عذر بدتر از گناه؛ آموزش و پرورش گیلان، در ابهام و اوهام حذف بزرگترین سیستم پژوهش خودش!»
#اختصاصی_پایگاه_خبری_رهاورد_روز
📌لینک خبر:
پاسخ اداره کل آموزش و پرورش گیلان به انتقادات پیرامون «تغییر کاربری پژوهشکده تعلیم و تربیت» را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «عذری بدتر از گناه». این بیانیه، نه تنها ابهامات را برطرف نکرد، بلکه به شکلی ناخواسته، «استراتژیِ استحاله پژوهش» در آموزش و پرورش را کاملاً عیان ساخت.
مدیریت آموزش و پرورش گیلان در تکذیبیهای که بیش از آنکه اقناعکننده باشد، «سوال برانگیز» است، سعی کرده با پناه گرفتن پشت عباراتی نظیر «مصوبات دوره گذشته» و «اسناد بالادستی»، حقیقتی تلخ را لاپوشانی کند: قربانی کردنِ زیرساخت فکری، برای حل مسئلهیِ فیزیکی.
چند نکته کلیدی که نشان میدهد این تکذیبیه، اقناع کننده نیست:
۱. مغالطهی «توسعه» در برابر «تقلیل»:
عزیزان مدعیاند که تغییر کاربری پژوهشکده به «سرای دانشآموزی»، برای خدمت به دانشآموزان است. این دقیقاً همان جایی است که مدیریت بحران به مدیریت دم دستی تبدیل میشود. آیا در استان گیلان، هیچ فضای فیزیکی دیگری جز «پژوهشکده» برای اسکان دانشآموزان وجود نداشت؟
جایگزین کردن «فکر» با «تختخواب»، مصداق بارزِ عقبگرد است، نه ارتقای زیرساخت!
۲. سفسطهی «همافزایی»:
ادعای استقرار پژوهشکده در «ساختمان گروه آموزشی» برای ایجاد همافزایی، چیزی جز یک مطایبه اداری نیست. پژوهش، نیازمند استقلال، تمرکز و امنیت فکری است. انتقال پژوهشگران به دلِ «اداره کل» و درگیر کردن آنها در پیچوخمهای اداری، نه «همافزایی»، بلکه «استحاله» است. با این کار، پژوهشکده از یک نهاد دیدبان و تحلیلگر، به یک واحد کارشناسی معمولی و گوشبهفرمان تقلیل مییابد.
۳. پناه بردن به «دیوارِ قانونی»:
اینکه مسئولین میگویند «فرآیند قانونی طی شده»، پاسخِ دغدغهمندان علمی نیست. بسیاری از تصمیمات غلطِ تاریخِ مدیریت این کشور هم «قانونی» بودهاند، اما «غلط» بودنشان غیرقابلانکار است. قانونمداری، مجوز اشتباه کردن نیست. اگر تصمیمی در دولت گذشته گرفته شده که با منافع بلندمدت علمی استان در تضاد است، وظیفهی ما «بازنگری» و «اصلاح» است، نه اجرای چشمبسته و توجیهِ آن.
۴. وعدههای نامشخص آینده:
اینکه قول میدهیم «بعداً ساختمان مستقل خواهیم داشت»، سادهانگارانهترین وعدهای است که میتوان به جامعهی فرهنگی داد. در نظام مدیریتی ما، «موقتیها» معمولاً «دائمی» میشوند. وقتی پژوهشکده از هویت مکانیِ خود جدا شد، بازگشت به آن هویت، تنها در حد یک رویا باقی خواهد ماند.
ما نیازمند مدیریت فضا و مستغلات نیستیم؛ بلکه نیازمند «مدیریت اندیشه» ایم. این پاسخ، بهجای اینکه نشان دهد چگونه پژوهش را تقویت میکنیم، نشان می دهد که چگونه ساختمان پژوهش را «تخلیه» کردهایم.
از مسئولین استان و در رأس آن استاندار محترم گیلان انتظار میرود پیش از آنکه این «خطای راهبردی» به یک «سند قطعیِ زوال علمی» تبدیل شود، دستور توقف این تغییر کاربری را صادر کنند.

























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰