رشت؛ شهری با دو چهره! / تا کی باید «آدرس خانه» تعیین کند که شهروند درجه چندم هستی
**رشت؛ شهری با دو چهره! / تا کی باید «آدرسِ خانه» تعیین کند که شهروند درجه چندم هستی؟**
رشت را همه میشناسیم؛ شهر باران و زندگی. اما بیایید با هم تعارف را کنار بگذاریم: آیا رشت برای همه یکجور است؟
کافی است صبح از خیابانهای مرکزی و لوکس شهر عبور کنید و همان روز، سری هم به «حاشیهها» بزنید. انگار وارد دو شهر متفاوت شدهاید! در یکطرف، پروژههای میلیاردی و پیادهراههای پرزرقوبرق است؛ و در چند کیلومتر آنطرفتر، مردمی هستند که هنوز برای ابتداییترین حقوقشان، یعنی آسفالت سالم، روشنایی کوچه و امنیت، میجنگند.
**این وضعیت «آپارتایدِ شهری» است!**
اینکه جغرافیا، سرنوشتِ یک انسان را تعیین کند، غیرقابل قبول است. در رشت، اگر در «فلان محله» باشید، همه چیز مهیاست. اما اگر ساکن **پارهبیجار، ولکس، جاده لاکان، قلعهسرا، سیاه اسطلخ یا آجبیشه** باشید، گویا از نقشه شهر حذف شدهاید. این تبعیض، نه اتفاقی است و نه از سرِ بیپولی؛ این محصولِ تفکری است که شهر را فقط در ویترینِ پرزرقوبرقِ مرکز میبیند.
**سوال اینجاست: بودجههای شهر کجا خرج میشود؟**
چرا همیشه نوبتِ خدمات، به حاشیهها که میرسد، بودجه تمام میشود؟ آقایانِ تصمیمگیر! شهر فقط آنجایی نیست که دوربینهای رسانه در آن میچرخند. شهر، همین کوچههای خاکیِ «صفسر» و «پیرکلاچای» است که با یک بارانِ رشت، زندگی در آن فلج میشود.
چرا به جای حلِ ریشهای فقر، فقط به فکرِ پروژههای نمایشی هستید؟ چرا به جای ایجاد کار و مهارت در دلِ همین محلات، فقط با برخوردِ پلیسی و امنیتی به سراغشان میروید؟
**وقتِ تغییر این بازیِ ناعادلانه است:**
۱. **پایانِ جزیرهسازی:** شهر نباید به «مرکز» و «پیرامون» تقسیم شود. خدمات باید بهطور عادلانه در همه محلات توزیع شود، نه فقط در نقاطی که «لوکس» نامیده میشوند.
۲. **اقتصادِ محلهمحور:** حاشیهنشینی با شعار حل نمیشود. باید در همان نقاط، کارگاههای کوچک و سراهای مهارتآموزی راه انداخت تا جوانِ رشتی، خودش چرخِ زندگیاش را بچرخاند.
۳. **صیانت از روستاها:** نباید اجازه دهیم روستاییِ ما به خاطرِ بیمهری، مجبور شود به حاشیه شهر بیاید و چادر بزند. با حمایت از روستاهای اطراف، باید جلویِ این فشارِ بیسابقه به حاشیه شهر را گرفت.
**حرفِ آخر:**
اینکه ساکنِ کدام محله هستید، نباید تعیینکننده ارزشِ شما در این شهر باشد. رشت، متعلق به همه است؛ هم کسی که در گلسار زندگی میکند، هم کسی که در کوی عرفان و پیامنور به سختیِ روزگار را میگذراند.























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰