_*جریان زیست طبیعی شهری، مکانیزم های هوشمند مدیریت شهری
✍مهندس حمیدرضا یکتا
#اختصاصی_پایگاه_خبری_رهاورد_روز
🔸️مقایسه موردی شهرهای توسعه یافته و شهر رشت
رشت شهری است که نتوانست است با پدیده های پیرامونش کنار بیایید، بعنوان مثال، وقوع صاعقه در کارولینای جنوبی بخشی از زیست روزانه است، با شروع صاعقه کلیه فعالیت های ورزشی که در فضای آزاد انجام می شوند طبق یکسری پروتکل های شهری تعطیل می شود چرا که هیچ چیز مهمتر از جان شهروندان نیست، در شهرهای مدرن دنیا، طبیعت نه یک دشمن بلکه بخشی از زندگی روزمره است.
حالا مقایسه کنید رودخانه «سن» در قلب پاریس، قلب تپنده شهر است. پاریسیها از این رودخانه برای قایقرانی تفریحی، گردشهای رمانتیک و ایجاد مسیرهای پیادهروی مدرن در کنار آب استفاده میکنند. رودخانه در پاریس، بخشی از «اقتصاد گردشگری» و «رفاه روانی» شهروندان است. آب در پاریس، یک «دارایی» است که با دقت مدیریت میشود تا هم زیبایی شهر را حفظ کند و هم گردشگر را جذب نماید، در رشت، اما ما با پدیدهای به نام «آب» در وضعیت تقابل هستیم. به جای اینکه از ظرفیت رودخانهها، تالابها و حتی بارندگیهای مداوم برای ایجاد فضاهای تفریحی، قایقرانی یا مسیرهای گردشگری آرام استفاده کنیم، تمام تمرکز ما بر «مدیریت بحران» است. در رشت، باران و آب، نه یک فرصت برای زیبایی و رفاه، بلکه عاملی برای ایجاد ترافیک، آبگرفتگی و استرس در شهروندان است. ما هنوز در مرحلهای هستیم که میخواهیم فقط «آب را از شهر دور کنیم»، در حالی که شهرهای مدرن یاد گرفتهاند «با آب زندگی کنند».
در شهرهایی مثل بارسلون، طراحی میدانها و خیابانها بر اساس «تعامل انسانی» انجام شده است. فضاهای عمومی به گونهای طراحی شدهاند که شهروند بتواند ساعتها در آنها بماند، با دیگران گفتگو کند و از خدمات رفاهی در فضای باز استفاده کند. این شهرها با طراحی «ماتریال شهری» و «نورپردازی هوشمند»، فضای عمومی را به یک «اتاق نشیمن بزرگ» برای مردم تبدیل کردهاند.
در رشت، فضای عمومی بیشتر شبیه به یک «محل عبور» است تا یک «محل حضور». مردم در خیابانها یا میدانها «ماندنی» نیستند؛ آنها در حال «گذر کردن» هستند. به دلیل نبود پیادهروهای استاندارد، نبود سایهبانهای هوشمند، و نبود مدیریت صحیح تراکم و آلودگی صوتی، فضای شهری در رشت به گونهای است که شهروند را به سمت «پناه گرفتن در خانه» سوق میدهد. ما در رشت هنوز نتوانسته ایم«میدان» یا «پارکی» را به معنای مدرن آن (به عنوان کانون رفاه اجتماعی) تعریف کنیم؛ ما فقط فضاهای خالی را داریم که با گذرهای گذری پر میشوند.
مقایسه رشت با پکن، پاریس یا بارسلون، نشان میدهد که مشکل رشت، کمبود «فناوریهای گرانقیمت» نیست؛ مشکل، عدم درک از «اصول اولیه توسعه» است.
توسعه در پکن با سرعت شروع شده، اما توسعه در پاریس با «احترام به طبیعت» تعریف میشود، در بارسلون نیز توسعه با انطباق رفاه مردم محور با زیست شهری، رشت در میانهی این ظرفیته ها در وضعیتی گیر کرده است که نه توانایی اجرای تکنولوژیهای پیچیده را دارد و نه توانایی مدیریت اصولیِ منابع طبیعی و فضاهای عمومی خود را تا زمانی که رشت نتواند از «مبارزه با باران» به «لذت بردن از باران» و از «مدیریت ترافیک» به «طراحی مسیرهای پیادهروی خوشایند» تغییر وضعیت دهد، فاصله آن با شهرهای مدرن، تنها با خرید تجهیزات جدید، پر نخواهد شد؛ بلکه این فاصله، با تغییر در «فلسفه مدیریت شهری» پر میشود.























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰