رویکردی فراتر از پروژه‌های روزمره؛ نگاهی به اولویت‌های محمدحسن عاقل‌منش در رشت

اختصاصی پایگاه خبری رهاورد روز

 

در مدیریت شهری، همه تصمیم‌ها و پیگیری‌ها به پروژه‌های عمرانی و مسائل روزمره محدود نمی‌شود. بخشی از توسعه شهری به حوزه‌هایی مربوط است که آثار آن‌ها در کوتاه‌مدت کمتر دیده می‌شود، اما در بلندمدت می‌توانند در شکل‌گیری هویت شهر، تقویت جایگاه فرهنگی آن و افزایش ظرفیت‌های گردشگری نقش مهمی ایفا کنند. توجه به میراث شهری، صنایع‌دستی، فضاهای فرهنگی و ظرفیت‌های مغفول گردشگری، از جمله همین حوزه‌هاست؛ حوزه‌هایی که در صورت پیگیری مستمر، می‌توانند به بخشی از مسیر توسعه پایدار شهر تبدیل شوند.

در این میان، محمدحسن عاقل‌منش از جمله چهره‌هایی بود که در دوره حضور خود در مدیریت شهری رشت، تمرکز قابل توجهی بر این دسته از موضوعات داشت. مجموعه مواضع و پیگیری‌های او نشان می‌داد که در کنار مسائل اجرایی، به ظرفیت‌های فرهنگی و هویتی شهر نیز به‌عنوان بخشی از مسیر توسعه رشت توجه دارد.

محمدحسن عاقل‌منش در دوره حضور خود در مدیریت شهری رشت، بیش از هر چیز بر حوزه‌هایی تمرکز داشت که به هویت فرهنگی، گردشگری و زیرساخت‌های نرم توسعه شهری مربوط می‌شد. این رویکرد، او را از بخشی از نگاه‌های صرفاً عمرانی یا روزمره‌محور متمایز می‌کرد و نشان می‌داد که در کنار مسائل اجرایی، به ظرفیت‌های بلندمدت شهر نیز توجه دارد. در همین چارچوب، پیشنهاد راه‌اندازی کمیسیون گردشگری در شورای ششم را نیز می‌توان بخشی از همین نگاه دانست؛ پیشنهادی که از توجه به ضرورت انسجام‌بخشی بیشتر به سیاست‌گذاری و پیگیری موضوعات مرتبط با گردشگری در مدیریت شهری حکایت داشت.

در حوزه میراث شهری، توجه او به بناهایی مانند عمارت بلدیه و میرزا خلیل رفیع، صرفاً ناظر بر حفظ فیزیکی این ساختمان‌ها نبود. در مواضع و پیگیری‌های او، این بناها به‌عنوان بخشی از هویت تاریخی رشت و نیز ظرفیتی برای تقویت گردشگری شهری دیده می‌شدند. چنین نگاهی، اگر با برنامه‌ریزی و اجرای مستمر همراه شود، می‌تواند به بهره‌گیری مؤثرتر از داشته‌های تاریخی شهر کمک کند.

در موضوع تالاب عینک نیز، رویکرد عاقل‌منش بر فعال‌سازی ظرفیت‌های مغفول این محدوده متمرکز بود. پیگیری موضوعاتی مانند پهنه سوم و طرح‌هایی از جمله رصدخانه و اقامتگاه کوشیار گیلانی، بیانگر تلاشی برای تغییر نگاه به این محدوده از یک مسئله صرفاً محیط‌زیستی به یک فرصت شهری و گردشگری بود. اکنون با فعال شدن رصدخانه، این ظرفیت بیش از گذشته جنبه عملی پیدا کرده است و در صورت انجام تبلیغات مؤثر و برنامه‌ریزی مناسب، می‌تواند به یکی از محورهای مهم گردشگری علمی در رشت تبدیل شود. البته موفقیت چنین طرح‌هایی، مانند هر پروژه شهری دیگر، در نهایت به تداوم اجرا، تأمین منابع و هماهنگی میان نهادهای مسئول وابسته است.

در حوزه صنایع‌دستی و مشاغل بومی نیز، تأکید او بر بازارچه‌های دائمی و حمایت از مجموعه‌هایی مانند گیل‌بانو، نشان‌دهنده توجه به پیوند میان فرهنگ و معیشت شهری بود. این رویکرد از آن جهت اهمیت دارد که می‌تواند حمایت از تولیدات محلی را از سطح مناسبت‌ها و برنامه‌های مقطعی فراتر ببرد و به سمت سازوکارهای پایدارتر هدایت کند.

در زمینه توسعه کتابخانه‌ها نیز، رویکرد او بیشتر بر تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمام و استفاده هدفمند از منابع محدود متمرکز بود. این نوع نگاه، در شرایطی که مدیریت شهری با محدودیت بودجه و تعدد مطالبات روبه‌روست، می‌تواند نشانه‌ای از اولویت‌گذاری واقع‌بینانه باشد.

در مجموع، می‌توان گفت عاقل‌منش در شورای ششم بر مجموعه‌ای از موضوعات تمرکز داشت که مستقیماً با بازنمایی هویت شهری رشت، تقویت ظرفیت‌های فرهنگی و گسترش بسترهای گردشگری ارتباط پیدا می‌کرد. در این میان، پیشنهاد تشکیل کمیسیون گردشگری نیز نشان می‌داد که او گردشگری را نه یک موضوع حاشیه‌ای، بلکه حوزه‌ای نیازمند توجه ساختاری و تصمیم‌گیری متمرکز می‌داند. شاید این حوزه‌ها در کوتاه‌مدت به اندازه برخی پرونده‌های پرحاشیه جلب توجه نکنند، اما در صورت پیگیری مؤثر، می‌توانند در بلندمدت در شکل‌دهی به تصویر و جایگاه رشت نقش‌آفرین باشند.

او در فضای تصمیم‌گیری شورایی نیز بیشتر با رویکردی مبتنی بر پیگیری، گفت‌وگو و تمرکز بر پرونده‌های مشخص شناخته می‌شد. از این منظر، تجربه او در ادوار مختلف مدیریت شهری می‌تواند در مسیر اجماع‌سازی و پیشبرد برخی مسائل شهری مؤثر باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که رشت برای عبور از بخشی از مسائل انباشته خود، به ترکیبی از تجربه، شناخت محلی و رویکردی کم‌تنش‌تر در تصمیم‌گیری نیاز دارد.