لزوم تراپی و روانکاوی پرستاران با برنامه های رفاهی ویژه و افزایش دریافتی ها در بیمارستان های دولتی و خصوصی

📌مرگ بهناز مستعدی و کابوس سه‌شیفتی‌ها؛ فروپاشی خاموش کادر درمان؛ نگاهی به بحران فرسودگی شغلی و دستمزدهای ناکافی پرستاران

 

این تصویر مربوط به بهناز مستعدی است؛ پرستاری که در خط مقدم بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) بیمارستان لبافی‌نژاد، زیر بار فشار طاقت‌فرسای کار دچار ایست قلبی شد و در روز پرستار جان باخت. یاد و نام او، سند گویای به خط پایان رسیدن تاب‌آوری انسانی در نظام سلامت ماست.

_وقتی پرستاری پس از پایان شیفت سنگین خود در بیمارستان دولتی، ناگزیر بلافاصله راهی شیفت دوم در بخش خصوصی می‌شود و پس از آن نیز در شیفت سوم به عنوان «پرستار خصوصی» بالین یک بیمار را پوشش می‌دهد، سیستم در حال تولید بحران است. در چنین وضعیتی، نام‌گذاری این فرد به عنوان «بیمار روحی و روانی» در آینده‌ای نزدیک، نه یک توهین، که توصیف عریان یک فاجعه فرسایشی است. این سه‌شیفتی‌های اجباری، انتخاب ثروت‌اندوزی نیست؛ فریاد استیصال برای پر کردن شکاف عمیق میان درآمدها و هزینه‌های سرسام‌آور زندگی است؛ یک دردسر ساختاری جدید که کرامت انسانی درمانگر را نشانه رفته است.

پرستاری که ساعت خواب و استراحت معنی‌داری ندارد، ناخواسته خود به گره کور چرخه درمان تبدیل می‌شود. کسی که قرار است فرشته نجات و ارائه‌دهنده سرویس دقیق درمانی باشد، دیگر توان جسمی و روانی ارائه خدمت ایمن را ندارد. در این شرایط بحرانی، باید فوراً برای رهانیدن پرستار از چرخه‌ تکرار و فرسودگی چاره‌ای اندیشید: سفرهای اجباری حمایتی، دوره‌های آموزشی مفرح و رهاسازی از فضای بیمارستان، برنامه‌های منظم خانواده‌تراپی و مشاوره‌های بالینی رایگان، از ملزومات بازگشت این قشر به چرخه سلامت روحی هستند. با این حال، تمام این راهکارها پوشالی خواهد بود اگر دولت و بیمارستان‌های خصوصی در یک اقدام فوری، دستمزدهای پایین پرستاران را متناسب با خط فقر و تورم واقعی ارتقاء ندهند.»_

*📎لینک پیوستن به پایگاه خبری رهاورد روز:

📎ble.ir/join/6djfeX82QL*