این فقط داستان یک شلوغی ساده نیست؛ این روایت مادری است که با تنی خسته و کودکی تبدار پشت چراغهای قرمز قفلشده ثانیهها را میشمارد. داستان جوانی است که فرصت مصاحبه کاریاش را با استرس پشت ترافیک ماندن واگذار میکند، و قصه کاسب و کارمندی است که بخش مهمی از انرژی روزانهاش را قبل از رسیدن به محل کار، لای این آهنها میبازد.
عقربههای ساعت روی داشبورد، بیرحمانه جلو میروند، اما ثانیههای عمر و طاقت ماست که در این کلاف سردرگم خیابانها هدر میرود. در روزگاری که مردم زیر بار فشارهای اقتصادی، گرانی و دغدغههای معیشتی با تمام توان تلاش میکنند، ترافیک فرساینده فشار روزانه را سنگینتر میکند. رشت نیز با جمعیت ساکن و رفتوآمد روزانه شهروندان و مراجعهکنندگان، با فشاری بیش از ظرفیت بسیاری از معابرش روبهروست.
اما ریشه کجاست؟ ترافیک رشت را نمیتوان به یک علت یا یک پروژه فروکاست. بخشی از مسئله به پیوستگی مسیرهای پیرامونی و عبور خودروهای سنگین و بینشهری مربوط است؛ بخشی دیگر به تمرکز مقصدهای اداری، تجاری و درمانی در چند محدوده و نیز به ظرفیت حملونقل عمومی و نحوه مدیریت تقاطعها و توقف خودروها.
۱. مسیرهای پیرامونی و ترافیک عبوری
تکمیل مسیرهای پیرامونی و کریدورهای ارتباطی میتواند بخشی از ترددهایی را که مقصدشان داخل شهر نیست از معابر شهری دور کند؛ بهویژه تردد خودروهای سنگین و عبوری. اما اثر چنین پروژههایی به پیوستگی شبکه، اتصال مناسب مسیرها و نحوه هدایت ترافیک وابسته است. اگر حلقهها و مسیرها ناتمام یا گسسته بمانند، ممکن است بخشی از بار ترافیک فقط از یک محور به محور دیگری منتقل شود.
در کنار این مسئله، شهروندان هر روز گرههای ترافیکی را در محور جهاد به سمت قلیپور، بلوار معلم، چهارراه گلسار، میدان گاز و… تجربه میکنند؛ نقاطی که ترافیک در آنها حاصل تلاقی سفرهای روزانه، ظرفیت محدود معابر و شیوه مدیریت جریان خودروهاست.
۲. تمرکز مقصدها و سفرهای درونشهری
بخش مهمی از سفرهای روزانه به سوی محدودههایی شکل میگیرد که خدمات اداری، تجاری و درمانی در آنها متمرکز شده است؛ از هسته مرکزی شهر، شامل محدوده شهرداری، سبزهمیدان، مطهری و صیقلان، تا گلسار و مراکز درمانی آن. این تمرکز، برای بسیاری از شهروندان سفرهای ناگزیر درونشهری ایجاد میکند و فشار بیشتری بر معابر و تقاطعهای پرتردد میگذارد.
از این رو، افزایش ظرفیت راهها یا ساخت یک مسیر پیرامونی، بهتنهایی پاسخگوی ترافیک داخل شهر نیست. مدیریت تقاضای سفر، دسترسی محلهای به خدمات، حملونقل عمومی کارآمد و ساماندهی توقف و پارک خودروها نیز باید همزمان در تصمیمگیریها دیده شوند.
برای پایان دادن به این فرسایش روزمره روان مردم رشت، راهحلهای نمایشی و تکبعدی کافی نیست. به مجموعهای از تصمیمهای کارشناسی و هماهنگ نیاز داریم:
تکمیل و پیوستهکردن مسیرهای پیرامونی و کریدورهای ارتباطی با پیگیری اعتبارات متناسب، برای کاهش بخشی از ترددهای عبوری و سنگین از معابر شهری؛
توزیع متوازنتر خدمات اداری و درمانی و تقویت دسترسی محلهای، برای کاهش سفرهای ناگزیر به هسته مرکزی و گلسار؛
بهبود حملونقل عمومی و مدیریت تقاطعها و توقفهای دوبله تا رفتوآمد روزانه کمتر به خودروی شخصی وابسته باشد.
ترافیک رشت، مسئلهای نیست که بتوان با مسکنهای موقت یا وعدههای کلی آن را حل کرد. این شهر و مردم صبورش، شایسته آن هستند که زمان و آرامش روانیشان محترم شمرده شود. رشت نیازمند ارادهای علمی و مدیریتی جسور است؛ پیش از آنکه فرسودگی ناشی از این خیابانهای مسدود، رمقی برای زندگی در این شهر باقی نگذارد.






















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰