عقلانیت اجرایی در شورای ششم، نگاهی متفاوت به عملکرد مجید عزیزی در شورای شهر رشت

#اختصاصی_پایگاه_خبری_رهاورد_روز

در شهری که سال‌هاست با انباشت مسائل مزمن شهری، فرسایش زیرساخت‌ها و فشارهای زیست‌محیطی دست‌وپنجه نرم می‌کند، کم نیستند کسانی که تنها در بزنگاه‌ها سخن می‌گویند و در روزهای عادی، از متن واقعی مدیریت شهری فاصله می‌گیرند. اما در میان اعضای شورای ششم رشت، مجید عزیزی از جمله چهره‌هایی است که می‌توان در رفتار و مواضعش، یک خصیصه مهم را دید: تمایل به عبور از شعار و نزدیک شدن به مسئله.

نگاه او به مدیریت شهری، بیش از آنکه متکی بر نمایش‌های پرهیاهو باشد، بر حل مسئله‌های سخت و پرهزینه استوار است؛ مسئله‌هایی که شاید کمتر دیده شوند، اما بیشترین اثر را بر زندگی روزمره شهروندان دارند. از همین منظر، پیگیری‌های او در حوزه پسماند، آلودگی، توسعه پایدار و سازوکارهای نوین مدیریت شهری را باید جدی گرفت. عزیزی از معدود اعضای شورا بوده که با صراحت، بحران زباله و ناکارآمدی‌های مزمن در این حوزه را به زبان آورده و از ضرورت تغییر رویکرد سخن گفته است؛ تغییری که به‌جای تداوم مسیرهای پرهزینه و فرساینده، بر فناوری، بهره‌وری و مشارکت بخش خصوصی تکیه دارد.

آنچه در این میان برجسته است، صرفاً نقد نیست؛ بلکه نوع نقد است. عزیزی در مواجهه با مسائل شهری، از جنس تخریب و هیاهو سخن نمی‌گوید. او مسئله را با زبان مدیریتی و آینده‌نگرانه صورت‌بندی می‌کند: اگر پروژه‌ای فرسوده، زمان‌بر و کم‌ثمر شده، باید شهامت بازاندیشی داشت؛ اگر راه‌حلی تازه و کارآمدتر امکان تحقق دارد، نباید در برابر آن تعصب ورزید. چنین رویکردی، در فضای مدیریت شهری، نشانه‌ی نوعی بلوغ سیاسی و عقلانیت اجرایی است.

نکته دیگر در کارنامه او، پیوند دادن توسعه شهری با محیط‌زیست و بودجه‌ریزی است. عضویت در کمیسیون‌های تخصصی همچون بهداشت، محیط‌زیست، خدمات شهری، برنامه و بودجه، توسعه پایدار و ماده ۱۰۰، نشان می‌دهد که عزیزی نگاه خود را به یک حوزه محدود نکرده، بلکه کوشیده میان نظارت، برنامه‌ریزی، اقتصاد شهری و کیفیت زیست شهری ارتباط برقرار کند. این همان نقطه‌ای است که یک عضو شورا را از سطح واکنش‌های مقطعی به سطح اثرگذاری ساختاری می‌رساند.

او همچنین در برخی بزنگاه‌های مهم شورا، مواضعی اتخاذ کرده که نشان از استقلال رأی و حساسیت نسبت به دقت حقوقی و اجرایی دارد. در زمان‌هایی که تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای شهر به‌جا بگذارد، چنین روحیه‌ای ارزشمند است؛ زیرا شورا را از افتادن در دام اجماع‌های سطحی و تصمیم‌های کم‌عمق دور می‌کند.

در یک جمع‌بندی منصفانه می‌توان گفت مجید عزیزی از آن دسته مدیران و سیاست‌ورزانی است که مسئله را به جای حاشیه، و راه‌حل را به جای نمایش ترجیح می‌دهد. این ویژگی در شهری مانند رشت، که ظرفیت‌های بزرگ آن گاه زیر بار بحران‌های انباشته پنهان می‌ماند، یک امتیاز جدی است. اگر مدیریت شهری نیازمند چهره‌هایی باشد که هم صریح باشند و هم فنی‌نگر، هم منتقد باشند و هم راه‌جو، بی‌تردید رویکرد عزیزی در این چارچوب قابل توجه است.

رشت امروز بیش از هر چیز به کسانی نیاز دارد که به جای تکرار صورت‌مسئله، به تغییر قواعد بازی بیندیشند؛ و مجید عزیزی را می‌توان در زمره کسانی دانست که چنین افقی را، هرچند با همه دشواری‌ها، دنبال کرده‌اند.