طلوع تکنوکراسی در شورای هفتم؛ رشت نیازمند «مهندس» است، نه «بازیگر»، مهندس میثم عباسی رکورد دار محبوبیت مردم شهر رشت در آرودگاه شورای هفتم
طلوع تکنوکراسی در شورای هفتم؛ رشت نیازمند «مهندس» است، نه «بازیگر»، مهندس میثم عباسی رکورد دار محبوبیت مردم شهر رشت در آرودگاه شورای هفتم
#اختصاصی_پایگاه_خبری_رهاورد_روز:
تحلیل و نگاهی به سبد انتخاباتی شورای شهر رشت
رشت در طی سالیان متمادی، قربانی «سیاستبازیهای محفلی» و «نمایشهای انتخاباتی» بوده است. شهری که پتانسیلهایش زیر چرخدندههای مدیریت غیرتخصصی خرد شده و آنچه برای مردم باقی مانده، ترافیکهای کلافهکننده، پروژههای نیمهتمام و ناکارآمدی مزمن در سیستم مدیریت شهری است.
اما با نزدیک شدن به انتخابات شورای هفتم، نشانهها حاکی از یک چرخشِ بنیادین است؛ زمانی که شهروندان هوشمند رشت، دیگر فریب وعدههای رنگین را نخواهند خورد و به دنبال «تخصص عریان» میگردند.
در این میان، *حضور مهندس میثم عباسی* در عرصه انتخابات، نه یک کنش انتخاباتی ساده، که یک «ضرورت اجرایی» است. چرا عباسی؟ پاسخ ساده اما گزنده است: رشت از «تئوریپردازیهای بیحاصل» خسته است.
عباسی، نه با وامداری به جریانهای سیاسی کهنه، بلکه با پشتوانه «دانش فنی» و «شناخت کالبد شهر»، وارد میدان شده است. او دقیقاً میداند که مدیریت شهری یک «کیک تقسیمکردنی» نیست، بلکه یک «سیستم مهندسیشده» است که نیاز به تخصص دارد. در حالی که رقبا درگیر لفاظیهای معمول هستند، عباسی بر «کارآمدی حداکثری» تمرکز کرده است؛ گزینهای که به جای «بدهبستان»، به دنبال «بهرهوری» است.
شواهد و کنشهای اخیر نشان میدهد که افکار عمومی در رشت، هوشیارتر از همیشه در حال غربالگری است. مهندس عباسی در این پروسه، نه به عنوان یک کاندیدای معمولی، بلکه به عنوان «گزینهی ناگزیر» مطرح شده است. او با ورود هوشمندانه و استراتژیک خود، معادلات شورای هفتم را به نفع مدیریت تخصصمحور تغییر داده است.
انتخاب عباسی برای شورای هفتم، دیگر یک انتخاب سلیقهای نیست؛ بلکه واکنشی است به سالها عقبماندگی. برای شهری که دهههاست در انتظار یک «معمار مدیریت» است، میثم عباسی نه تنها یک کاندیدا، بلکه یک «موتور محرک» برای بازگشت به مسیر توسعه است.
شمارش معکوس برای بازگرداندن تخصص به پارلمان شهری رشت آغاز شده است. عباسی، نه با هیاهو، بلکه با «وزن تخصصیاش» در حال فتح آرای عمومی است؛ چرا که رشت، بیش از هر زمان دیگری، به کسی نیاز دارد که زبان سازه و مدیریت را بفهمد، نه زبان سیاستبازی را، عباسی از دری وارد شورا می شود که خیلی ها موفق ورود به از آن نخواهند، و آن درب همان دریچه ی قلب مردم است.


























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰