✍ سید مهدی پنجمیر
🔴 با توجه به تعویق انتخابات، فرصت را غنیمت میشمارم تا در قالب سلسله مطالبی کوتاه، با همراهی شما «رشتوندان» عزیز، به بازخوانی مفاهیم مدیریت شهری بنشینیم و از خرد جمعیتان بهرهمند شوم. در دهمین بخش، به موضوع ضرورت توجه به نشانههای هویتی در رشت میپردازم.
🔻به اعتقاد من، وقتی از گنجینه مدیریت شهری صحبت میکنیم، نباید ذهنمان صرفاً به سمت ساختمانها، بزرگراهها، پلها یا پروژههای عمرانی برود. اینها بدون تردید مهماند و نشانه توسعه و توان اجرایی یک شهر محسوب میشوند اما همه حقیقت مدیریت شهری نیستند. حقیقت عمیقتر، در لایهای نامرئی اما ماندگارتر قرار دارد یعنی فرهنگ سازمانی، حافظه نهادی و انسانهایی که سالها برای اداره این شهر تجربه اندوختهاند.
🔻شهر موجودی زنده است! همانطور که یک انسان فقط جسم نیست و روح، شخصیت و حافظه دارد، شهر هم فقط مجموعهای از سازهها نیست. روح شهر را مدیران، کارشناسان، نیروهای عملیاتی، کارکنان خدمات شهری و همه افرادی میسازند که در لحظات سخت، بحرانها و تصمیمهای حساس کنار مردم ایستادهاند.
🔻بسیاری از مهمترین تجربههای مدیریت شهری، هرگز در آییننامهها و دستورالعملها ثبت نمیشوند. این تجربهها در دل بحرانها شکل میگیرند؛ در زمان سیل، زلزله، آلودگی هوا، اختلالات حملونقل، حوادث شهری یا حتی در مدیریت روزمره زندگی میلیونها شهروند. مدیری که سالها در میدان عمل کار کرده، مجموعهای از دانش پنهان و تجربه انباشته در اختیار دارد که قابل جایگزینی فوری نیست.
🔻مشکل اینجاست که در بسیاری از سازمانها، با تغییر مدیران یا بازنشستگی نیروهای باتجربه، بخش بزرگی از این حافظه سازمانی از بین میرود. گویی کتابخانهای ارزشمند، بدون آنکه خوانده یا ثبت شود، خاموش میشود. نتیجه آن هم تکرار خطاها، آزمون و خطاهای دوباره و گسست میان نسلهای مدیریتی است.
🔻به نظر من، توسعه واقعی فقط ساخت پروژههای جدید نیست؛ بلکه توانایی یک سازمان در حفظ و انتقال تجربه نیز هست. سازمان بالغ، سازمانی است که تجربه را به دارایی تبدیل کند، نه اینکه با رفتن افراد، دانش نیز از بین برود.
🔻در دنیا امروز، یکی از مهمترین سرمایههای سازمانهای بزرگ، «حافظه نهادی» آنهاست. یعنی مجموعه تجربهها، روایتها، تصمیمها، خطاها و درسآموختههایی که طی سالها شکل گرفته و به نسلهای بعد منتقل میشود. اگر این حافظه حفظ نشود، حتی قویترین سازمانها هم دچار فرسایش مدیریتی میشوند.
🔻من معتقدم مدیریت شهری بیش از هر زمان دیگری نیازمند ثبت روایتها و تجربههای انسانی است. ما باید از مدیران و کارکنان پیشکسوت بخواهیم درباره تصمیمهای سخت، موفقیتها، شکستها، بحرانها و حتی احساسات و دغدغههایشان صحبت کنند. این روایتها فقط خاطره نیستند؛ بخشی از سرمایه راهبردی شهر هستند.
🔻از طرف دیگر، فرهنگ سازمانی نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر در یک مجموعه، روحیه خدمت، مسئولیتپذیری، همدلی، پاکدستی و تعلق سازمانی وجود داشته باشد، آن سازمان حتی در سختترین شرایط هم پابرجا میماند. اما اگر این فرهنگ آسیب ببیند، بهترین ساختارها و پروژهها هم نمیتوانند سازمان را نجات دهند.
🔻به همین دلیل، فکر میکنم گنجینه واقعی مدیریت شهری، ترکیبی از «سرمایه انسانی»، «فرهنگ سازمانی» و «حافظه تجربی» است. پروژههای عمرانی ممکن است در گذر زمان فرسوده شوند اما تجربه و دانشی که ثبت و منتقل شود، میتواند دههها الهامبخش و راهگشا باقی بماند.
🔻اقداماتی مانند «گنجینه بلدیه» از این جهت بسیار ارزشمند هستند؛ چون تلاش میکنند پیش از آنکه تجربهها در هیاهوی روزمرگی فراموش شوند، آنها را ثبت و ماندگار کنند. این کار در واقع حفظ حافظه تاریخی مدیریت شهری است؛ حافظهای که میتواند مسیر آینده شهر را روشنتر و کمهزینهتر کند.
🔻من سید مهدی پنجمیر باور دارم شهری موفقتر است که نهتنها پروژه میسازد، بلکه تجربه میسازد، تجربه را حفظ میکند و آن را به نسلهای بعد منتقل میکند. این همان سرمایهای است که اگر حفظ شود، شهر حتی پس از بحرانها و تغییرات بزرگ نیز توان بازآفرینی خود را از دست نخواهد داد.
▪️#این_راه_ادامه_دارد
▪️#شهر_را_به_مردم_پس_میدهیم
💠 تجربه از درون، علاج رشت است
📍 رشت دیگر جای آزمون و خطا ندارد



























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰