دکتر زهرا نامور عربانی، از مدیریت کلان تا حکمرانی محله‌ای؛ بازآفرینی رشت از هسته اصلی جامعه

اختصاصی پایگاه خبری رهاوردروز

🔸️🔺️ از مدیریت کلان تا حکمرانی محله‌ای؛ بازآفرینی رشت از هسته اصلی جامعه🔺️🔸️

✍به قلم: دکتر زهرا نامور عربانی

#اختصاصی_پایگاه_خبری_رهاورد_روز

📌لینک خبر:

دکتر زهرا نامور عربانی، از مدیریت کلان تا حکمرانی محله‌ای؛ بازآفرینی رشت از هسته اصلی جامعه

رشت، شهری است که با بافت تاریخی، کوچه‌های باریک و پیوند عمیق میان مردم و فضای عمومی‌اش شناخته می‌شود. اما واقعیت تلخ این است که در سال‌های اخیر، مدیریت شهری ما از «مردم» فاصله گرفته و به سمت رویکردهای «فوق‌محلی» و پروژه‌های بزرگ‌مقیاس که بدون توجه به نیازهای زیستی بافت‌های قدیمی اجرا می‌شوند، حرکت کرده است. اگر می‌خواهیم رشت را از بحران‌های تکراری (از ترافیک و مدیریت فاضلاب گرفته تا فرسودگی بافت و از دست رفتن هویت فرهنگی) نجات دهیم، باید نگاه خود را از «نقشه‌های کلان» به «نقشه‌های محله‌ای» تغییر دهیم.

📌 چرا «محله‌محوری»؟
محله، کوچک‌ترین و در عین حال حیاتی‌ترین واحد اجتماعی در ساختار شهر است. پروژه‌های محله‌محور، پروژه‌هایی نیستند که صرفاً با بتن و آسفالت معنا شوند؛ بلکه پروژه‌هایی هستند که با مشارکت مستقیم ساکنان معنا می‌یابند. وقتی از محله‌محوری صحبت می‌کنیم، یعنی:

۱. تمرکز بر عدالت در توزیع منابع:
نباید اجازه داد سرمایه‌گذاری‌های شهری تنها در محورهای اصلی یا مناطق خاصی متمرکز شود. توسعه باید به درون کوچه‌ها و بافت‌های فرسوده نفوذ کند تا عدالت اجتماعی محقق شود.

۲. شفافیت مالی در سطح محله:
یکی از دغدغه‌های اصلی من، مدیریت شفاف منابع است. بودجه‌هایی که برای بازسازی یا بهبود یک محله اختصاص می‌یابد، باید با نظارت مستقیم نمایندگان محله و در قالب مکانیزم‌های شفاف، خرج شود تا از هدررفت منابع و فساد جلوگیری شود.

۳. حکمرانی مشارکتی:

تصمیم‌گیری برای یک میدان، یک پارک یا یک مسیر پیاده‌راه نباید صرفاً در اتاق‌های سرد شهرداری گرفته شود. ساکنان آن محله، بهترین کارشناسان برای تشخیص نیازهای خود هستند. ما به دنبال «شوراهای محله فعال» هستیم که قدرت تصمیم‌گیری واقعی داشته باشند.

📌گذار از مدیریت بحران به مدیریت توسعه
امروز رشت با چالش‌های جدی روبروست. مدیریت فاضلاب، بحران ترافیک و فرسودگی ساختمانی، مسائلی هستند که پاسخ آن‌ها در پروژه‌های یک‌باره و نمایشی نیست. پاسخ آن‌ها در «میکرو-پروژه‌های هدفمند» نهفته است.

📌به جای اجرای پروژه‌های عظیم و پرهزینه که سال‌ها زمان می‌برند، باید با تمرکز بر محله‌ها، از پروژه‌های کوچک اما تاثیرگذار (مانند بازسازی پیاده‌راه‌ها، ایجاد فضاهای سبز کوچک محله‌ای، و بهسازی سیستم‌های جمع‌آوری آب‌های سطحی در سطح کوچه) شروع کرد. این کار نه تنها اعتماد عمومی را بازمی‌گرداند، بلکه سرعت بهبود کیفیت زندگی را نیز دوچندان می‌کند.

📌 نقش فرهنگ و هویت
رشت تنها مجموعه‌ای از ساختمان‌ها نیست؛ رشت یک «فرهنگ» است. پروژه‌های محله‌محور باید فضایی برای بازآفرینی پیوندهای اجتماعی باشند. ایجاد مراکز فرهنگی محلی و حفظ هویت معماری در پروژه‌های بازسازی، از اولویت‌های اصلی در نگاه من است. ما باید شهر را به جای «مکان برای زندگی»، به «مکان برای زیستن» تبدیل کنیم.

📌سخن پایانی:
توسعه رشت، از ریشه‌های محلی آن آغاز می‌شود. اگر بخواهیم شهری باثبات، شفاف و پویا داشته باشیم، باید قدرت را از ساختارهای متمرکز به سمت نهادهای محلی و مشارکت مردمی بازگردانیم. رشت، شهرِ مردم است؛ و مدیریت شهریِ موفق، تنها زمانی معنا می‌یابد که صدای کوچه‌ها در تصمیمات بزرگ شنیده شود.