رشت شهر بی دفاع، گزاره هایی برای سوگواری بر پهنه مرکزی گیلان و بحران مسئولیت ناپذیری دستگاه های مسئول یا همان نهادهای گردن هم انداز
❌🔸️رشت شهر بی دفاع، گزاره هایی برای سوگواری بر پهنه مرکزی گیلان و بحران مسئولیت ناپذیری دستگاه های مسئول یا همان نهادهای گردن هم انداز 🔸️❌
یادداشت: دکتر زهرا نامور عربانی
#اختصاصی_پایگاه_خبری_اندیشه_تازه
رشت، این شهرِ همیشه سبز و همیشه بارانگیر، با جغرافیای منحصربهفرد خود همواره با چالش مدیریت آب روبرو بوده است. اما آنچه در سالهای اخیر شاهد بودیم، دیگر تنها یک «چالش مدیریتی» نبود؛ بلکه یک «فاجعه انسانی» بود. صحنههای وحشتناک زیر آب رفتن محلههای پیربازار و سیاه اسطلخ، تصویری از ناتوانیِ سیستمهای فعلی در برابر قدرت طبیعت بود. خانههایی که پناهگاه آرامش مردم بودند، به مسیر آب تبدیل شدند و خانوادههایی که ناگهان بیخانمان گشتند و در مساجد و اماکن عمومی پناه گرفتند، زخمی بر پیکرهی اجتماعی رشت گذاشتند. حضور تیمهای عملیات ویژه و مدیریت بحران استانداری، نشان از شدت فاجعه داشت، اما یک پرسش بنیادین باقی ماند: چرا باید منتظر ماند تا بحران وقوع کند تا سپس به دنبال «مدیریتِ واکنش» باشیم؟ چرا نمیتوانیم با «مدیریتِ پیشگیرانه»، از وقوع این فجایع جلوگیری کنیم؟
ما میدانیم و باور داریم که مسئولان و دوستان ما در رشت، همگی به دنبال حفظ آرامش و خلق زیبایی برای شهروندان فهیمِ رشت هستند. اما گویی مسئله در «اولویتبندیها» و «چارهاندیشیهای استراتژیک» گره خورده است. واقعیتِ جغرافیایی رشت را نمیتوان نادیده گرفت؛ شهر ما از جنوب به سمت تالاب پیربازار در شمال، دارای شیب است. در روزهای عادی، این شیب، آب را به آرامی هدایت میکند؛ اما به محض اینکه بارانهای پیاپی، خشم طبیعت را برمیانگیزند، بحران آغاز میشود. در این لحظات، زبالهها، چوبها و پسماندهای شهری با جریان آب شسته شده و راه را بر رودخانهها میبندند. وقتی مدخل رودخانه با این مواد مسدود شود، آب راه خود را به داخل خانههای مردم باز میکند و زندگی آنها را با سیلاب و گل و لای میبرد.
حالا پرسش اصلی اینجاست: چاره کار چیست؟ آیا لایهروبی دورهای و علمیِ رودخانهها نباید یک وظیفه دائمی و سیستماتیک برای نهادهای مسئول باشد؟ آیا کنارهسازیهای مهندسیشده برای کنترل مسیر سیلاب، تنها یک گزینه لوکس است یا یک ضرورت حیاتی برای جلوگیری از وقوع «سونامیِ گل و لای» در میان خانههای شهروندان؟
ما با بحرانی روبرو هستیم که تنها با «پچپچ کردن» و «رفعِ اشکالِ موقتی» حل نمیشود. مدیریتِ این سطح از پیچیدگی، نیازمند نگاهی است که بتواند از «مدیریتِ بحران» به سمت «مهندسیِ پیشگیری» حرکت کند. ما به مدیرانی نیاز داریم که نه تنها با نقشههای مهندسی، بلکه با درک عمیق از حقوق شهروندی، از فردا و از راهکارهای پیشگیرانه صحبت کنند. شهروند رشتی حق دارد که با بارش اولین قطرات باران، نه با ترس از خسارت، بلکه با آرامشِ حاصل از وجودِ یک «سیستمِ هوشمند و مطمئن» به استقبال طبیعت برود.
زمان آن رسیده است که از مدیریتهای «واکنشی» فاصله بگیریم و به سمت مدیریتهای «ابتکارمحور» حرکت کنیم؛ مدیریتهایی که در آنها، پیشگیری، بخشی از هویتِ برنامهریزی شهری باشد، نه یک تصمیم اضطراری پس از وقوع فاجعه.

























ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰